نمی گویم از خستگی ها
هرچند دست جادویی شب
گریبانم را فرا گرفته
رنگ خاموشی نمی زنم بر چهره ی ماه
چون میبینم که قیر شب آن را پوشانده
می وزد نسیمی
می رسم به آرامش ژرفای دریا ...
شایان
صحرای رز

موضوع :
|
*| نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 14:31 توسط
شایان |
نگاهی دوباره به آسمان
خاطراتم را یاد آور شد
حال دوباره ماه شبانگاهم می تابد
می تابد تابنده تر از قبل...

سلام به همگی و همه ی دوستان با محبتی که من رو فراموش
نکردن . یک مدت بود اصلا نمی تونستم چیزی بنویسم و برای یه
مدتی رفتم اما حالا دیدم که نوشتن بهتر از ننوشتنه می نویسم تا
خالی بشم فقط امیدوارم من رو دوباره مثل قبل قبول کنید و
فراموشم نکرده باشین ... 








شایان
صحرای رز

موضوع :
|
*| نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 20:38 توسط
شایان |