تبليغاتX
... صحرای رز
... صحرای رز
×××تنها×××

نمی گویم از خستگی ها
       هرچند دست جادویی شب
   گریبانم را فرا گرفته
     رنگ خاموشی نمی زنم بر چهره ی ماه
 چون میبینم که قیر شب آن را پوشانده
   می وزد نسیمی
      
می رسم به آرامش ژرفای دریا ...

شایان
صحرای رز

...you must wait for  me


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 14:31 توسط شایان |
×××بازگشت×××


نگاهی دوباره به آسمان
       خاطراتم را یاد آور شد

      
    حال دوباره ماه شبانگاهم می تابد
                      می تابد تابنده تر از قبل...

 

سلام به همگی و همه ی دوستان با محبتی که من رو فراموش 

نکردن . یک مدت بود اصلا نمی تونستم چیزی بنویسم و برای یه

مدتی رفتم اما حالا دیدم که نوشتن بهتر از ننوشتنه می نویسم تا

خالی بشم فقط امیدوارم من رو دوباره مثل قبل قبول کنید و

فراموشم نکرده باشین ...

شایان
صحرای رز

...Returning


موضوع :
| *| نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 20:38 توسط شایان |