مثل ذرات غبار در هوا پراکنده شو !
روز ایستر را بدون همدم گرامی بدار
شاید اینگونه گناه دریای دلت شسته شود
اما نه سناتور آن را مطرح نمی کند .
باید مثل همیشه در مکتب کنسپچوال غوطه ور بمانی .
دیروز خوب نبود ...

شایان
صحرای رز

موضوع :
|
*| نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 16:53 توسط
شایان |
بی هدف شدم .
حتی رویاهای پلیوسنی من نیز
دنیای قدیم را یه عصر تمدن تبدیل نمی کرد .
تاختم به آینده .
مردم از لویاتان هراسان بودند .
فهمیدم که خرمگس ذهنم مبهم ترین اندیشه هایم را با قلم می رقصاند .
اما فراموش نمی کنم که دیدم در هرجا
سرباز عشق بلغور ذرت می خورد...

شایان
صحرای رز
** پلیوسن : اواخر دوره ی سنوزوئیک
* لویاتان : هیولایی افسانه ای عظیم و قوی دریایی که قدرتی جلودارش نیست

موضوع :
|
*| نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 8:57 توسط
شایان |
می شنوی ؟
ققنوس مرثیه می خواند .
پر شده ام از انتظاری گمشده اما
مرغ افسانه همدم من ِ مسافر بیراهه ی فضا.
محراب دلم در خروش سهمناک سکوت به رعشه افتاده
اما بالهایم را می گشایم با
مرثیه ی ققنوس ... 

شایان
صحرای رز

موضوع :
|
*| نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 18:19 توسط
شایان |



coming soon after EXAMS 



شایان
صحرای رز
موضوع :
|
*| نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 12:41 توسط
شایان |