تبليغاتX
... صحرای رز
... صحرای رز
××× تخم شتر مرغ ×××


سیب زمینی ها را با آناناس مقایسه نکن !
داروغه ی شهر حتی به آنها نیز رحم نمی کند .
از پراگماتیسم سخن نگو !
دهکده را آب برده .
سرم به کار خودم باشد .
باید برای سفید برفی ام به جای هفت کوتوله کار کنم ...

شایان
صحرای رز

** پراگماتیسم : ایده ای که در ان وقتی به حقیقت می رسید که پیامدهای عملی یک ایده ی مفروض را در نظر بگیرید .

I never made promises lightly


موضوع :
| *| نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 6:49 توسط شایان |
××× استیک ×××


می خواهم پرواز کنم امنیت پرواز نمی گذارد .
کوچک نیمکتم را شهرداری ویران می کند .
حتی پیروس که زمانی دوستم بود
هوس گاو بازی کرده .
شاید جانم را بر آتش کشیدم
تا خاکسترم به معبد رسد .
بی رحمم من ...

شایان
صحرای رز

** پیروس (pyrrhus) : پادشاه Epirus از ایالات یونان که سپاه روم را شکست داد .

you'll remember me when the west wind moves


موضوع :
| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 21:9 توسط شایان |
××× پشمک ×××


لشگر هانیبال ِ ذهنم مغلوب تلاطم روحم شد .
گم شده ام در مفهوم  کارما !
بز کوهی چه راحت از کوه بالا می رود.
دیافراگمم بز کوهی نیست .
خسته است از بالا رفتن در شکمم .
بی خیال باید شد .
آدامس می خوری ؟ ...

شایان
صحرای رز

** کارما (karma) : در دین بودا به معنای حاصل کردار آدمی در مراحل حیات است سرنوشت روح ابدی را تعیین می کند .

many years have past since those summer days


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 9:59 توسط شایان |
××× اورانگوتان ×××


شورشی بودم در انقلاب فرانسه ؟
هان ؟ بله ؟
کابوس میدیدم . قلبم آبله مرغان گرفته .
شرمنده آقای افلاطون . تو از پراگماتیسم هیچ نمی دانی .
اوه نه ! جورابم در ونیز جا مانده !
آب نپاشید بیدار شدم .
دیروز که با تو بودم چه زود گذشت ...

شایان
صحرای رز

** پراگماتیسم : ( اصالت عمل ) سنت فلسفی تاثیر گذاری که در قرن 19 در آمریکا ظهور کرد .

I could stay awake just to hear you breathing


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 12:30 توسط شایان |
××× کلون ×××


گمگشته ام در خود .
کاهن شوم یا دیکتاتور ؟!
پیرو مانویت باشم عقرب نیشم نمی زند ؟
تو را دیدم دست در دستان من
باغی در ویلت شایر
تو بگو پاپ جان بیست و دوم شوم یا پاپ لئوی سیزدهم ؟
تویی دوای دیوانگیم
ولی نمی دانستم داروخانه ات شبانه روزی نیست ...

شایان
صحرای رز

** مانویت : فلسفه ی مذهبی که پیامبر ایرانی مانی آن را تعلیم میداد .

... whenever I say your name


موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 10:2 توسط شایان |
××× اسپرسو ×××


اسکندر مقدونی خوابم را می درد.
به گذشته رحم نکرد حال به منِ شهروندِ جهان رحم کند ؟
شبیه سوفسطاییان می شوم
اما هوپلیت راه ِ فرشته بودن چیز دیگریست .
من ؟ من سرچشمه ی خِردم ؟
گمراهی ! حتی در آکادمی لوبیا شناسی نیز مشروط می شوم ...

شایان
صحرای رز

** سوفسطاییان : اولین کسانی که فلسفه را پیشه ی خود قرار دادند .
* هوپلیت : سرباز پیاده ارتش یونان قدیم .

On a lonesome highway


موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 19:54 توسط شایان |
××× امپرانزیس ×××


تو بودی که به من آموختی
آنجا که دنیا شروع می شود
تفکر به پایان می رسد .
در شعشعه ی وجودت اتمی از نامهربانی ندیدم
و تا طنین صدایت هست
ردپاهایم را گم نمی کنم .
چگونه سپاست گویم مادرم ...


شایان
صحرای رز


** این روز رو به تمام بانوان وب لاگ نویس تبریک میگم .


I just love you


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 10:0 توسط شایان |
××× قسطنطنیه ×××

داوینچی نیستم تا برای خود فرشته ترسیم کنم .
   شاید فرشته ها  می آموزند تا اینگونه باشند .
         معلمشان کیست ؟
    آه.تک فرشته ام کلاس خصوصی برپا کرده .
آنان که قدیس خوانده می شوند ,گیوتین و سنگسارشان چیست ؟
   شاید فقط می خواهند مارکیز صدایشان کنیم .
      اما نه متعصبان را با خون پیمان بسته ایم تا هشت پا شویم .
   یادم رفته بود زمین در آغاز دریا بود ...

شایان
صحرای رز

**مارکیز : در گذشته عنوانی اشرافی بود .
* متعصب ها : فرقه ای که به شدت با توسعه ی فرهنگ و تمدم مخالفت می کردند .

he deals the cards as a madition


 


موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 22:2 توسط شایان |
××× سه نک ×××


پیچ ذهنم بسته است .
   قلمم در جنگ رنگها مصلوب شده .
   کمک می خواهم حتی از امپراطوری استخوان .
                         اما حتی خرچسونه ای نیز یاری نمی رساند .
مجبورم ایگِلویی بسازم تا درانتها استوار بمانم .
 نمیکره های مغزم درگیر طوفانند ...

شایان
صحرای رز

**سه نک (seneque): پادشاه خونخوار رم.
* ایگلو (igloo): خانه ای از تکه های بزرگ یخ در قطب.

There is always a catch
                                                                                                                                                                


موضوع :
| *| نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 10:9 توسط شایان |
××× کاپوچینو ×××


مریخ را دیدی ؟
نور بی حریم خود را می گستراند.
می خواستم در دژ بندیکتها رخنه کنم
اما جنبش کرگدنی را پذیرفتم که خود مبهوت
خطوط ممتد ریل مانده بود .
شعارش این بود : خورشید نقطه ی فریب است ...

شایان
صحرای رز

** بندیکتها (benedictins) : آمرزیده شده _ فرقه ای از مسیحیان که زندگی درویشانه را توصیه می کنند .

? wana eat me


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 10:7 توسط شایان |
××× تاپاله ×××


ننگ بر تو !
ارابه ران ِ دختر الاغ شده ای ؟
دیگر تو را در پاتنون راه نمی دهم .
 جوهر سپیدت را به خوردن قهوه محکوم کرده ای
اما
  هنوز یک آناباتیستی باقی مانده ای ! ...

شایان
صحرای رز

** پاتنون (pathenon) : معبد آتنا الهه ی خرد .
*  آناباتیستی : فرقه ای از پروتستانها که غسل تعمید نوزاد را ضروری نمی دانند .

hey you life is a shit


 


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 10:35 توسط شایان |
××× شکلات تلخ ×××


از آخر اولین ها با من سخن نگو !
فیلسوفکی هم باشی
         در نزد من پیامبری بی کتاب بیش نیستی .
انکیزیسیونی کثیف من
       حتی از عقاید نو سنگیان پسین نیز عقب تری .
همچنان قاطر دریای بالتیک مانده ای ...

شایان
صحرای رز

** انکیزیسیون (inquistion ) : دوره ی تفتیش عقاید که کلیساییان مخالفان خود را می سوزاندند یا شکنجه می دادند .

still in shane


موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 10:7 توسط شایان |
××× ماداگاسکار ×××


می شنوی صدای فریادم را ؟
از اعماق آتلانتیک فریاد می زنم .
شارلوت پیغام می دهد :
گوسفندها عرعر می کنند
و من در غروبی بنفش با جهنم شب
     از خاطرات هیکسوس ها سخن می گویم ...

شایان
صحرای رز

** هیکسوس ( hycsos ): قومی سامی که با شکست یکی از فراعنه صد سال بر مصر پادشاهی کردند .

If You hate me F*ck U

 


موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 13:24 توسط شایان |