تبليغاتX
... صحرای رز
... صحرای رز
××× TITANIC ×××


دستور از بالا رسیده .
تراشیدن سنگ خارا ممنوع شده باید حرفها را بر سر در شهر حکاکی کرد.
یاد داری سناریوی آن کشتی غول پیکر را ؟
من جک و تو رز
فقط اینجا نویسنده منم
رز جک را  نجات می دهد و
هر دو در کمبریج مدرک  طبابت دندان  می گیرند.
برایت هیندانائو را می خرم و تو می دانی که
قرن پریکلس آغاز شده ...

شایان
صحرای رز

** هیندانائو : از جزایر فیلیپین
* پریکلس ( Pericles Century ) : اوج تمدن یونان در قرن پنجم قبل از میلاد

we'll stay for ever this way

 


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 9:39 توسط شایان |
××× آفتاب گردان ×××


هدیه می دهم
عبایی از پشم مرینوس به یک کشیش .
قرنیه ام داغ شده
حتی نپتون را هم نمی بینم !
ملپومن , ننگ بر تو
پنهان شده ای در ممفیس
مندلیف هم تو را عنصر حساب نکرده .
همه به درک فقط با تو می تازم .
اهریمن کیست ؟
بعد از جسم ابدیت در کار است ...

شایان
صحرای رز

** ملپومن ( Melepomene ) : دختر زئوس و ایزد بانوی تراژدی
* ممفیس : شهری در مصر باستان

Love can touch just one time


موضوع :
| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 22:33 توسط شایان |
××× تنهایی در شلوغی ×××


نوانخانه ای می خواهم برای نقاشی .
پوشیده در غباری سیاه .
خوابیده ام در تختی سفید , سِرٌمی در نافم .
قلمبه شده گلویم حرفها خروج می خواهند .
لیوانی قهوه غرق در آب گوجه فرنگی می نوشی ؟
کتاب پلوتارکم در آرزو گم شده
اما نه
همیشه تیرانوس جسمم باقی خواهی ماند ...

شایان
صحرای رز

*** پلوتارک : کتابی یونانی
 the lives of the Noble Grecians and Romans

** آرزو ( Arezzo ) : شهری قدیمی در ایتالیای مرکزی
* تیرانوس ( Tyrannos ) : خدامندگار یونانی


Send your love into the future


موضوع :
| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:26 توسط شایان |
××× بین النهرین ×××


کجاست آن خر شاخ دار که  می گفت :
رقیبی نداری در هاکی روی گِل !
 قلبم شده بزرگترین کازینوی لاس وگاس !
   حتی تو هم نمی فهمی بوی موهایم را که در دربه دری ذهنم می سوزد
 حقیقت را تحویلم بده
  روزی که بمیرم چقدر شاد می شوی ؟
  زبان بانتو نیز دیگر در دهانم نمی چرخد
   شاید من نیز به نگهبانان ورانجی ملحق شدم .
        آن موقع از دستم راحت می شوی ...

شایان
صحرای رز

** بانتو : زبان زنگیان آفریقا
* ورانجی ( Varangians ) : جنگجویان و بازرگانان مسلح اسکاندیناوی  که ز قرن نهم میلادی شروع به نفوذ در روسیه کردند . نام بعضی از آنها Ross یا Russ بود و هنگامی که با اسلاوها مخلوط شدند اولین حکومت روسی را به وجود آوردند .

I sat down and wrote this letter telling you that I felt better


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 11:56 توسط شایان |
××× اسپرسو 2 ×××


جراحی پلاستیک
  شاید شبیه باب اسفنجی شدم !
شمع نیمه ی مرده ی من سایه ی درخت کاتااوپا را روشن نمی کند .
    من x بودم , y شدم , شاید  سالار پشه ها شوم .
اگزیستانسیالیسم من چیست ؟
    روز بعد از من در آکروپولیس قدم خواهی زد
هنگامی که رقص شعله های هیزم مرگ
 
   معراج مرا همراه سم تک شاخ ها پایمال خواهد کرد ...

شایان
صحرای رز

** اگزیستانسیالیسم : فلسفه ی اصالت وجود

I feel so unsure as I take your hand an lead you to the dance floor.


موضوع :
| *| نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 14:19 توسط شایان |
××× دمده ×××


مغزم جوش زده .
حتی دیوانگی نیز مغز عرق کرده ی مرا التیام نمی بخشد .
شاید خودم را به کله پزی تسلیم کردم !
یک چوبک حفاری به من دهید .
دفترچه ی خاطراتم زیر نانو مترها غبار مدفون شده .
تحمل ندارم هزاران بار تکرار ضمیرت زیر ذره ای خاک باشد .
به جای صحرای رز
آدنیس را به تو هدیه می دهم ...

شایان
صحرای رز

** آدنیس ( Adonis ) : خدای رویش گیاهان

The park is full of Sunday fathers and melted ice cream


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 16:49 توسط شایان |
××× بکارت مهلک ×××


شالوده ای از ویرجینیا
در گستره ی دهکده ...
کوپنم به همین زودی تمام شد ؟
حتی آزتکها هم اینگونه نبودند !
به مغز من خوش آمدید .
چرا در فلسفه ی سیندرلای من
شِرِک( Sherek ) باید جای آناستازیا را پر کند ؟
آه ! هر روز بیشتر به " تابولا راسا " ایمان می آورم .
مشترک مورد نظر تا اطلاع ثانوی دیوانه است ...

شایان
صحرای رز

** آزتکها ( Aztecs ) : قومی سرخپوست که در دوره ای بر مکزیکوی مرکزی حکومت داشتند .
* تابولا راسا : در زبان لاتین به معنای لوح نانوشته است .

I don't drink coffee I'll take tea my dear


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 8:8 توسط شایان |