تبليغاتX
... صحرای رز
... صحرای رز
---> Mermaid <---

آن روزگاران که شاه آرتور املتی بیش نداشت

مرگ کباب بریان به نیش می کشید.

حال که آتلانتیک پر شده از زیر دریایی ها

آرتور افسانه ی دلیران است و مرلین دشمنِ عزرائیل.

خون آشام ها هم پیمان مرگ شده اند و بهشت گمشده می خوانند.

چه بگویم که لغتی نمانده.

به ساحل می روم تا در آغوش فرشته ام آرام گیرم ...


you don't marry someone you can live with.you marry the person who you cannot live with out.

شایان
صحرای رز


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 19:56 توسط شایان |
---> Wood <---


.تکه تکه است این اعصابِ نارنجی من

استخر آب آلبالو هم بی اثر است.

پیدا شده در هزارتویِ پله ها

می خزم همانند پریِ قصه ها.

این زئوس کجاست تا باهم چیزبرگری ببلعیم ؟

گفتند او نیز در هزارتو شیهه می کشد.

در این گیرو دار این ابلیس هم از ما قهوه میخواهد.

باید خوابید ...


He who can not love must learn to flatter
                "Goethe"         

  

شایان
صحرای رز


موضوع :
| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 12:29 توسط شایان |
---> Thunder <---

همانند همان جنگجویی که از دندان اژدها زاده شد

با این بی حوصلگیِ شکلاتی می جنگم.

سلاحم همان عشقی که گنبد دوزخ را شکافت.

یاورم یک لیوان میلک شیکِ کیت کت .

نگاهم به نسیم رهگذری که خبر از بوی لازانیا می دهد.

و خنده ای بر لب دشنه بر خستگی می زنم.

فیزیولوژی را چه کنم ؟ خستگی به درک ! ...

 

befor you love , learn to run through snow leaving no foot prints.
           
        " Edward R Mathers"                  

شایان
صحرای رز


موضوع :
| *| نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 7:54 توسط شایان |
! Previously on Lost

 

کجاست آن شوالیه ای که مهتاب را نزد سپوران گرو گزارده بود

تا جارویی صاحب شود و ادای هری پاتر در بیاورد ؟

به کجا پناه برد از عصیان خلق ؟
----------
----------
از مرکز کنترل ترافیک رادیو پیام در خدمت شما هستیم
------------------------
رادیو جوان رادیوی نسل امروز
------------------------
Haven't ever really find a place that I call home
---------------------------
عمو جون چراغ سبزه ها کوری ؟

و آنگاه شوالیه در جزیره ای سقوط کرد...

 

to love and be loved is to feel the sun from both sides.
                   " David Viscott"                  

شایان
صحرای رز

 


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 12:25 توسط شایان |
----> Gusture <----

مغزم که همچون تمشک وحشی له شده بود

حال قلم را با بستنی قیفی اشتباه گرفته.

می تازد همچون سلحشوران بدون آنکه بداند

آن روشنایی پروژکتوری بیش نیست.

و من گوشه ای نشسته به دور از بازی رنگها

به دور از دیوانگی ی مغزم

لواشک می خورم !

اینجایم دوباره...


Live to love and love to live
         " Devilen "        

شایان
صحرای رز


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 22:47 توسط شایان |