((((((((آغاز))))))))
نمی گذارم ماه با پنجره قهر کند
نمی گذارم ستاره گریه کند
چون می دانم اینها آغاز غم است
شروعی آسمانی خواهم داشت دوباره
تا این سرگذشت بی سرانجام را به مقصد برسانم
آرزوهای خوب را به تو می دهم
اما خاطراتت را می گیرم
شبهای عاشقانه مال تو
شبهای بی قراری هدیه ی تو به من
اینجا آخر غربت دلهاست...

نمی گذارم ستاره گریه کند
چون می دانم اینها آغاز غم است
شروعی آسمانی خواهم داشت دوباره
تا این سرگذشت بی سرانجام را به مقصد برسانم
آرزوهای خوب را به تو می دهم
اما خاطراتت را می گیرم
شبهای عاشقانه مال تو
شبهای بی قراری هدیه ی تو به من
اینجا آخر غربت دلهاست...
شایان
صحرای رز

+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 16:42 توسط شایان
|
Time has passed, the seasons has changed, but the words, still remain the same