×××شکوفه×××
به چشمانش نگريستم
پاكي هاي تمام دنيا را در آن ديدم
دستانش را در دست گرفتم
گرماي دستانش تمام مهرباني ها و محبتها را برايم معنا كرد
مي دانستم گل يخي در دلم شكوفه كرده
اما به من اميد داد
گلي در دلت شكوفه كرده
فرقي ندارد حتي اگر گل يخ باشد...

پاكي هاي تمام دنيا را در آن ديدم
دستانش را در دست گرفتم
گرماي دستانش تمام مهرباني ها و محبتها را برايم معنا كرد
مي دانستم گل يخي در دلم شكوفه كرده
اما به من اميد داد
گلي در دلت شكوفه كرده
فرقي ندارد حتي اگر گل يخ باشد...
تقديم به كسي كه از صميم قلب دوستش دارم
شايان
صحراي رز

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۵ ساعت 8:40 توسط شایان
|
Time has passed, the seasons has changed, but the words, still remain the same